باران پاییزی با بوی محرم
سلام دوست جونیاااا.
چه روز عجیبی بود. بوی نم خاک، رنگ زیبای پاییز، بارونی که جرجر داره میباره و محرمی که تازه رسیده و صدای نوحه های عاشورایی که با صدای غرش و گریه آسمون عجین شده. خیلی زیباست نه؟؟ دل من که کاملا داره به هم فشرده میشه.![]()
کلا محرم رو دوست دارم. به خصوص محرمی که تو فصل خنکی و سرما اومده باشه. نمیدونم شاید یاد قدیما میوفتم. وقتی ننبابا (مامان بابام) زنده بود. وقتایی که از روز اول محرم میرفتیم روستا و روز یازدهم محرم برمیگشتیم.
خدا رحمت کنه ننبابامو. هرسال یه گوسفند نر بزرگ میکرد و به شوق امام حسین (ع) اول محرم میکشت و به امام زاده هدیه میکرد. ماههای محرم تمام مردم روستا در تکاپوی اماده کرده نذری واسه اول تا دهم محرم بودند.![]()
هر کی هر چی داشت چه گوشت چه نخود لوبیا و یا هر چیز دیگه ای که در تهیه آبگوشت نذری به کار میرفت. توی روستا رسمه که ابگوشت نذر بدن. البته روز 11ام محرم عدس پلو. و توی کل شهر هم اکثر جاها آبگوشت بار میزارن و تک توک عدس پلو استمبلی پلو و یا نهایتا خورشت قیمه میدن.
و از اول تا دهم شهریور تو کل سطح شهر یا روستا بوی خوب چوب آتیش گرفته و دود و خاکستر تازه رو میشه احساس کرد. من که عاشقشم. وقتی میبینم بعضی از ارزشا واسه خیلیا مث روز زنده و پابرجاست حال میکنم.
و کلا اعتقاد دارم.
همسری اصفهان هستن و شایدم مث سال پیش نتونم کنارش باشم. و این خیلی ناراحت کننده است.![]()
خدا کنه امسال هم بتونم برم ماهان. بنا به دلایل شخصی.
خدایا به امید تو.
دوستون دارم خوشجلااااااااااااااا 


باران پاییزی با بوی محرم
