سارا نفسم، نفسم سارا، سارا عشقمسارا نفسم، نفسم سارا، سارا عشقم، تا این لحظه: 12 سال و 10 ماه و 9 روز سن داره

عزیز دل مامان بابا

باران پاییزی با بوی محرم

1391/8/25 21:53
نویسنده : مامان
239 بازدید
اشتراک گذاری

سلام دوست جونیاااا.

چه روز عجیبی بود. بوی نم خاک، رنگ زیبای پاییز، بارونی که جرجر داره میباره و محرمی که تازه رسیده و صدای نوحه های عاشورایی که با صدای غرش و گریه آسمون عجین شده. خیلی زیباست نه؟؟ دل من که کاملا داره به هم فشرده میشه.

کلا محرم رو دوست دارم. به خصوص محرمی که تو فصل خنکی و سرما اومده باشه. نمیدونم شاید یاد قدیما میوفتم. وقتی ننبابا (مامان بابام) زنده بود. وقتایی که از روز اول محرم میرفتیم روستا و روز یازدهم محرم برمیگشتیم.

خدا رحمت کنه ننبابامو. هرسال یه گوسفند نر بزرگ میکرد و به شوق امام حسین (ع) اول محرم میکشت و به امام زاده هدیه میکرد. ماههای محرم تمام مردم روستا در تکاپوی اماده کرده نذری واسه اول تا دهم محرم بودند.

 هر کی هر چی داشت چه گوشت چه نخود لوبیا و یا هر چیز دیگه ای که در تهیه آبگوشت نذری به کار میرفت. توی روستا رسمه که ابگوشت نذر بدن. البته روز 11ام محرم عدس پلو. و توی کل شهر هم اکثر جاها آبگوشت بار میزارن و تک توک عدس پلو استمبلی پلو و یا نهایتا خورشت قیمه میدن.

 و از اول تا دهم شهریور تو کل سطح شهر یا روستا بوی خوب چوب آتیش گرفته و دود و خاکستر تازه رو میشه احساس کرد. من که عاشقشم. وقتی میبینم بعضی از ارزشا واسه خیلیا مث روز زنده و پابرجاست حال میکنم. و کلا اعتقاد دارم.

همسری اصفهان هستن و شایدم مث سال پیش نتونم کنارش باشم. و این خیلی ناراحت کننده است.

خدا کنه امسال هم بتونم برم ماهان. بنا به دلایل شخصی. نیشخندخدایا به امید تو.

دوستون دارم خوشجلااااااااااااااا قلب

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (0)